نمایش 1–12 از 79 نتیجه

نمایش سایدبار
نمایش 9 24
بستن

یک عمر دوستی

۱۱۰,۰۰۰ ریال
دو دوست در کشور کره زندگی می کردند. آن ها با هم درس می خواندند، با هم تفریح می کردند و اعتماد زیادی به هم داشتند. سال ها گذشت و هر یک از آنها مقام مهمی در کشور شده بود. تا این که کشور ژاپن به کره حمله کرد و شرایط بسیار سختی به وجود آمد. آیا آن ها توانستند دوستی و اعتمادشان را حفظ کنند؟
بستن

یک چیز سیاه

۱۲۰,۰۰۰ ریال
وسط جنگل رنگارنگ، چیز سیاهی خودنمایی می‌کند؛ یک چیز سیاهِ شاید معمولی و شاید هم اسرارآمیز. پلنگ فکر می‌کند شاید یکی از خال‌هایش موقع شکار افتاده است. کلاغ که بدجور ترسیده است، فکر می‌کند شاید شهاب‌سنگی جنگلشان را تهدید می‌کند. گوزن هم نگران چیز سیاهی است که وسط جنگل افتاده است. شما چه فکر می کنید؟ اول باید به جنگل بیایید و نگاهی به آن چیز سیاه بیندازید. شاید بگویید: «این‌که فقط یک تکه شکلات است!» شاید با جغد بیشتر موافق‌ باشید که یک تخم اژدها آن‌جا افتاده است. آیا جنگل در معرض خطر است؟
بستن

ویرجینیا گرگ می شود

۱۰۰,۰۰۰ ریال
ویرجینیا گرگ شده است. او می‌غرد و زوزه می‌کشد و کارهای عجیب و غریب میکند. همه از دست رفتارهای او ناراحتند. وَنِسا خواهر ویرجینیا برای خوشحالی او دست به هر کاری می‌زند؛ اما هیچ‌چیز حال ویرجینیا را خوب نمی‌کند. ویرجینیا در تخیلش به دنبال سرزمین چیزهای خوب می‌گردد. ونسا سرزمین چیزهای خوب را به شکل باغی بسیار زیبا به‏‌همراه تاب و نردبان، روی دیوار اتاق‌خواب می‌کشد. ویرجینیا با دیدن این تصویرها به‌طور شگفت‌انگیزی متحول می‌شود و خود را به دست نقاشی خیالی خواهرش می‌سپارد…
بستن

وقتی سگ دنبالت کرد از دیگران کمک بخواه!

۱۱۰,۰۰۰ ریال
مکینسه بچه ی بی ادبی است. مادرش مراقب است که از خانه بیرون نرود و خرابکاری نکند. اما مکینسه راه فرار از خانه را پیدا می کند و مثل همیشه شروع می کند به انجام دادن کارهای بد. به همه حرف های زشت می زند و دل همه را میشکند. فکر می کنید عاقبت این کارهایش چه خواهد شد؟
بستن

همه آن‌ها یک گربه دیدند

۱۱۰,۰۰۰ ریال
وقتی به یک گربه نگاه می‌کنید، چه می‌بینید؟ برندن ونزل شکل‌های مختلف زندگی یک گربه را از نگاه موجودات دیگر به نمایش می‌گذارد و نشان می‌دهد چگونه دیدگاه ما، آنچه را که می‌بینیم شکل می‌دهد. این کتاب نمایش زیبایی است از مشاهده، کنجکاوی و تخیل.
بستن

ندای مرداب

۲۰۰,۰۰۰ ریال
ﺑﻮریﺲ یﻚ ﺑﭽﻪى ﻣﻌﻤﻮﻟی اﺳﺖ: ﺑﻪ ﻣﺪرﺳﻪ ﻣیرود، دوﭼﺮﺧﻪﺳﻮارى ﻣیﻛﻨﺪ و از درﺧﺖ ﺑﺎﻻ ﻣیرود؛ درﺳﺖ ﻋیﻦ ﺑﭽﻪﻫﺎى دیﮕﺮ. اﺻﻼً ﻣﻬﻢ ﻧیﺴﺖ ﻛﻪ ﻗﺪ و ﻗﻮارهاش ﺑﺎ ﺑﻘیﻪ ﻓﺮق ﻣیﻛﻨﺪ، ﭼﺸﻢﻫﺎى درﺷﺖﺗﺮى دارد یﺎ ایﻦﻛﻪ وﻗﺘی ﻧﻮزاد ﺑﻮده، ﭘﺪر و ﻣﺎدرش ﺗﻮى ﻣﺮداب ﭘیﺪایﺶ ﻛﺮدهاﻧﺪ. اﻣﺎ یﻚ روز ﺑﻮیی ﺑﻪ دﻣﺎﻏﺶ ﻣیﺧﻮرد ﻛﻪ در اﻋﻤﺎق ﺧﺎﻃﺮهاش ﭘﻨﻬﺎن ﺷﺪه و او را ﺑﻪ یﺎد دوران ﻛﻮدﻛیاش ﻣیاﻧﺪازد؛ ﺑﻮى ﺧﺎﻧﻪ. ﺑﻮریﺲ ﺑﺎ یﻚﻋﺎﻟﻤﻪ ﺳﺆال در ذﻫﻨﺶ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﺮداب ﻣیرود و ﺑﺎﻻﺧﺮه ﺟﻮابﻫﺎیﺶ را ﭘیﺪا ﻣیﻛﻨﺪ.
بستن

نامه را باز نکن قار قاری

۱۵۰,۰۰۰ ریال
آقا کلاغه سال های سال نامه رسان جنگل است. یک بار خانمش از او می خواهد تا یکی از نامه ها را باز کنند.او برای اولین بار یکی از نامه ها را دزدکی باز می کند. وای. متوجه می شوند که نامه آقا خرسه برای خانم خرسه است. آنها می خواهند با هم ازدواج کنند. آقا کلاغه پشیمان می شود و باید تصمیم دشواری بگیرد. اگر او همه ی ماجرا را برای آقا خرسه تعریف کند آیا او را درسته قورت نمی دهد؟ این داستان چند پایان دارد.شما هم  برای این مشکل، راه حلی پیدا کنید. بیایید توی داستان. یک پایان هم شما بنویسید.
بستن

مهمانی عصرانه در جنگل

۱۱۰,۰۰۰ ریال
دختری به نام کیکو، وقتی بیدار می‌شود، می‏‌بیند پدرش برای برف‌روبی پشت‌بام، به خانه‌ی مادربزرگ رفته است و کیکی که مادر پخته است را با خودش نبرده‏ است. کیکو با اجازه‌ی مادر، کیک را برمی‌دارد و با عجله به دنبال پدر می‌رود. او در جنگل، ردپایی روی برف‌ها می‌بیند و خیال می‌کند ردپای پدرش است. روی ردپاها به‏ دنبال پدر، پیش می‌رود. پدر به خانه غریبه‏‌ای وارد می‌شود. کیکو از پنجره سرک می‌کشد و می‌فهمد تا به حال، به دنبال یک خرس بزرگ می‌آمده است! او بهت‌زده می‌شود.در همان لحظه، گوسفندی با صدای مهربان می‌پرسد: «برای مهمانی عصرانه آمده‌ای؟» ناگهان، کیکو می‌فهمد سفرش به جنگل، به ماجرایی جالب بدل شده است…
بستن

مهمان‌های ناخوانده

۱۵۰,۰۰۰ ریال
داستان قدیمی میهمان های ناخوانده که یادتان هست؟ توی این داستان یک فرق اساسی دارد.آن جا گنجشک برای پیرزن می گفت:” من که جیک جیک می کنم برات…تخم کوچیک می کنم برات…بزارم برم؟” ولی توی قصه ما ،گنجشک یک کلمه هم حرف نمی‌زند. پیرزن که دلش می خواهد همین چیزها را برای او بگوید سرش داد می کشد و او قهر می کند.
بستن

من مترسکم، ولی می ترسم!

۱۷۰,۰۰۰ ریال
میخی بر دو چوب کوبیده می‌شود و قامت مترسکی شکل می‌گیرد. تکه‌ پارچه‌های کهنه و کثیفی که دور تنش پیچیده می‏شوند، او را تبدیل به موجودی ترسناک می‌کنند که حیوان‌ها و بچه‌ها از او می‌ترسند. کشاورز مترسک را بر دوش می‌گذارد و تا زمین‌های کشاورزی می‌برد و پایش را در زمین محکم می‏کند. قرار است مترسک، ترسناک باشد و حیوان‌های متجاوز را فراری دهد، اما او نمی‌خواهد ترسناک باشد. نمی‌خواهد در زمین ساکن بماند.
بستن

مشت زن

۱۲۰,۰۰۰ ریال
او یک مشت‌زن حرفه‌ای بود و از مشت زدن لذت می‌برد و احساس قدرت می کرد. اما روزی رسید که دیگر چیزی برای مشت زدن نمانده بود، دیگر کسی برایش دست نمی‌زد، هورا نمی‌کشید و نمی‌دیدش. یک روز به تنهایی‌اش و به دست‌کش‌های پاره‌اش فکر کرد. فکر کرد چرا دیگر مشت‌هایش کسی را خوشحال نمی‌ کند حتی خودش را…
بستن

مرگ بالای درخت سیب

۱۸۰,۰۰۰ ریال
روباهی پیر، خود را مالک درخت سیب جلوی لانه‌اش می‌داند و دلش نمی‌خواهد حیوان‌های دیگر از میوه‌های آن استفاده کنند. اما هنوز زیرک است و چشم‌هایش تیز و پرقدرت‌اند. روباه، راسویی جادوگر را به دام می‌اندازد و راسو در ازای آزادی‌اش، به او قول می‌دهد یک آرزوی روباه را برآورده کند.  روباه آرزو می‌کند هرکس از درخت سیب بالا برود، به آن بچسبد و نتواند از آن جدا شود. این جادو را تنها روباه می‌تواند باطل کند.  خبر به‌زودی همه‌جا می‌پیچد و دیگر کسی جرئت نزدیک‌شدن به درخت را ندارد.